سيد علي اكبر قرشي
12
قاموس قرآن ( فارسي )
كه مانند ابرها در آسمان رواناند . على هذا ظرف * ( تَحْسَبُها جامِدَةً ) * دنيا و ظرف * ( تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ ) * و « ترى » قيامت است . آنوقت در بارهء * ( صُنْعَ الله الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ ) * كه بعد از سراب شدن كوهها و تخريب عالم آمده ، فرموده : وقوع آخرت و انهدام دنيا ، تكميل و اتقان دنياست و در آخر گفته : در اين باره دو قول ديگر هست يكى آنكه آيه راجع به حركت جوهرى است و اينكه تمام اشياء بجوهرهايشان حركت ميكنند تا انتهاى وجودشان و آن حشر و رجوع آنها بسوى خداست ، ديگرى آنكه آيه راجع به حركت انتقالى زمين است . آنگاه قول اوّل را بقرينهء * ( تَحْسَبُها جامِدَةً ) * مناسب دانسته و در بارهء قول دوّم فرموده : آن نسبت بنفس آيه خوب است ولى در آنصورت آيه از آيهء ما قبل و ما بعد كه در بارهء قيامت است بريده مىشود همچنين از ذيل آيه كه * ( إِنَّه خَبِيرٌ بِما تَفْعَلُونَ ) * است قطع ميگردد . به نظر نگارنده فرمايش ايشان از چند جهت قابل خدشه است : الف : اگر * ( تَحْسَبُها جامِدَةً ) * راجع به دنيا و « ترى » و * ( تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ ) * راجع بقيامت بود لازم بود « تراها جامدة » يا نظير آن بگويد زيرا كوهها را واقعا جامد مىبينيم نه اينكه جامد گمان ميكنيم خلاصه به گمان محلَّى نيست زيرا آن يقينى است وانگهى ظرف در جملهء « تحسب و ترى » را دنيا و آخرت دانستن مشكل است و على الظاهر هر دو راجع بدنياست چنان كه خواهيم گفت . ب : اگر * ( تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ ) * راجع بآخرت ميبود بايد گفته ميشد « قهر الله الَّذى يفنى كلّ شىء » نه اينكه * ( « صُنْعَ الله الَّذِي أَتْقَنَ » ) * زيرا وقوع قيامت هر چه باشد انهدام و فناى دنياست لذا مناسب نميايد اوّل بفرمايد كوهها سراب و غبار ميشوند و نظم و محكمى خود را از دست ميدهند و بلا فاصله بگويد : * ( « صُنْعَ الله الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ » ) * گر چه وقوع